مجله ابنترنتی انگار مطلبی درباره پسر مسیح منتشر کرده. اصل مطلب را کریس پاورز در مجموعه بهترین داستانهای کوتاه برای سایت روزنامه گاردین نوشته.
Friday, July 11, 2014
Wednesday, May 14, 2014
Jesus' Son: Stories
نسخه پیدیاف ترجمهٔ من از پسر مسیح را میتوانید از لینک پایین دریافت کنید.
این ترجمه تحت مجوز کرییتیو کامنز منتشر شده است. دسترسی و خواندن کتاب برای همه آزاد است، و میتوانید آن را آزادانه در اختیار دوستانتان بگذارید. فروش یا دریافت هر مبلغی برای در اختیار گذاشتن همه یا بخشی از فایل یا محتویات آن، در فرم حاضر یا در قالب رسانههای دیگر، اعم از الکترونیکی، چاپی و غیره مجاز نیست.
کتاب پسر مسیح را از گوگل درایو من دانلود کنید و بخوانید. برای تهیه نسخهٔ چاپی میتوانید با من تماس بگیرید، یا به کتابفروشی آگورا سر بزنید. در تدارک فراهم کردن جاهای دیگری برای تهیه کتاب هم هستم که به زودی همینجا اعلام خواهم کرد.
![]() |
| دانلود نسخهٔ کامل کتاب پسر مسیح |
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0 International License.
Sunday, May 11, 2014
Dirty Wedding
ازدواج کثیف نمونهای است از داستانهایی که هر چند شاید با کمی جرح و تعدیل توان عبور از سد ممیزی را دارند، همان چند کلمه سانسور میتواند آنها را به چیزی کاملاً متفاوت با آنچه که باید باشند بدل کند. مثلاً گرفتن زهر بددهنیهای راوی کنتراست زندگی خشن روزمره با لطافت شعرگونهٔ فکر و خیالات او را کمرنگ میکند، و حذف اشارات نه چندان پوشیدهٔ قصه به همجنسگرایی سرکوبشده سبب ناقص شدن منظق درونی قصه میشود. اینها مکانیسمهایی هستند که کارکرد داستان بر آنها استوار شده، و به نظرم دستکاری و حذف آنها ــ مثل همان وازکتومی که در قصه هست ــ هرچند شاید در ظاهر چندان آسیبی به قصه نزند، در واقع آن را از «کار» خواهد انداخت.
فایل پیدیاف ازدواج کثیف را از گوگل درایو من بردارید و بخوانید. طبق معمول با فایل همه کار میتوانید بکنید جز این که آن را بفروشید و یا بدون اجازهٔ من جایی بازنشر کنید.
ازدواج کثیف هفتمین داستان پسر مسیح است. نسخهٔ کامل کتاب را هم به زودی ــ پس از رفع یکی دو مشکل فنی کوچک ــ همینجا خواهم گذاشت.
Friday, May 9, 2014
Emergency
اورژانس اولین داستانی بود که از دنیس جانسون خواندم. در یکی از شمارههای قدیمی مجلهٔ نیویورکر به آن برخوردم، و آنقدر از آن خوشم آمد که داستانهای دیگر جانسون را در شمارههای دیگر ــ که اکثریت قصههای پسر مسیح را تشکیل میدهند ــ پیدا کردم و بالاخره از این طریق به خود کتاب رسیدم. هنوز هم به نظرم میرسد اورژانس بهترین و دوستداشتنیترین داستان کتاب است. توبیاس ولف که برای پادکست قصهٔ ماهانهٔ نیویورکر در مه ۲۰۰۹ این داستان را انتخاب کرده، میگوید اورژانس، مثل کلیسای جامع ریموند کارور، از آن قصههایی است که همه و هرکس که خود را خوانندهٔ داستان کوتاه میداند آنها را خوانده و از آنها لذت برده است.
ترجمهٔ اورژانس را، که ششمین داستان پسر مسیح است میتوانید به صورت یک فایل پیدیاف از گوگل درایو من بگیرید. میتوانید قصه را همانجا آنلاین بخوانید، یا آن را دانلود کنید، چاپش کنید و برای خواندن به دوستانتان بدهید. فقط لطفاً بدون هماهنگی با من داستان را جایی بازنشر نکنید.
این هم نسخهٔ پیدیاف داستان اورژانس.
ترجمهٔ اورژانس را، که ششمین داستان پسر مسیح است میتوانید به صورت یک فایل پیدیاف از گوگل درایو من بگیرید. میتوانید قصه را همانجا آنلاین بخوانید، یا آن را دانلود کنید، چاپش کنید و برای خواندن به دوستانتان بدهید. فقط لطفاً بدون هماهنگی با من داستان را جایی بازنشر نکنید.
این هم نسخهٔ پیدیاف داستان اورژانس.
On Denis Johnson...
![]() | |
| دنیس جانسون |
دنیس
جانسون در تابستان ۱۹۴۹ در مونیخ آلمان
به دنیا آمد.
به
لطف شرایط کاری ویژهٔ پدرش، سالهای
کودکی و نوجوانیش را در مناطقی پراکنده
در این سو و آن سوی کرهٔ زمین سپری کرد،
از مانیل و توکیو گرفته تا حومهٔ واشینگتن.
او
خیلی زود وارد حیطههایی شد که مسیر زندگی
و شهرت آیندهاش را تعیین میکرد:
ادبیات
و اعتیاد.
از
چهارده سالگی نوشیدن را آغاز کرد و با
چنان جدیتی ادامه داد که در بیست و یک
سالگی برای سمزدایی و ترک آن بستری شد.
مواد
مخدر دیگر
از
جمله هرویین
پس
از آن آمدند.
از
آن سو هنوز بیست سالش نشده بود که اولین
مجموعه شعرش را منتشر کرد، و برای تحصیل
ادبیات انگلیسی به دانشگاه آیووا رفت،
جایی که ریموند کارور از اساتیدش بود،
هرچند تعداد میگساریهای استاد و شاگرد
از تعداد جلسات کلاس درسشان
بیشتر بود.
بعدها
فوق لیسانس هنرهای زیبا را از همان دانشگاه
گرفت و سالها
بعد
هم برای تدریس به آنجا بازگشت.
الکل
و مواد مخدر بیش از یک دهه در تولید
آثار جانسون
وقفه انداخت،
و پس از بازگشت هم موفقیت
یکشبه
انتظارش را نمیکشید،
هرچند طرفدارانی که از میان نویسندگان
مطرح پیدا کرد لقب تکراری
«نویسندهٔ
محبوب نویسندگان»
را
برایش به ارمغان آورد.
(دان
دلیلو، فیلیپ راث و توبیاس
ولف
از
ستایندگان آثار او بودهاند.)
پیش
از انتشار پسر مسیح در سال ۱۹۹۲، دنیس
جانسون سه دفتر شعر و چهار رمان چاپ شده
و یک فیلمنامهٔ ساخته شده داشت.
با
این حال مجموعه داستان حاضر بود که نام
او را بر سر زبانها انداخت.
منتقدان
این قصهها را نمونهٔ شاخص سبک رئالیسم
کثیف دانستند که چند سال پیش از آن با
داستانهای کوتاه ریموند کارور به جریان
غالب در ادبیات آمریکا تبدیل شده بود، و
برخورد آسیبشناسانه و توأم با خونسردی
دنیس جانسون با مواد مخدر و دیگر ناهنجاریهای
اجتماعی را ــ که به این کتاب محدود نمیشود
ــ از ویلیام باروز به بعد بیسابقه
خواندند.
خود
او بعدها گفت اغلب این داستانها را با
الهام از سوارهنظام سرخ ایزاک بابِل
نوشته است.
در
سال ۲۰۰۰ فیلم مستقل موفقی بر اساس پسر
مسیح ساخته شد که چندین هنرپیشه مطرح
هالیوود از جمله بیلی کرودپ، هالی هانتر،
دنیس هاپر و دنیس لری در آن بازی کردند.
دنیس
جانسون برندهٔ جوایز متعددی شده که
مهمترینشان جایزه کتاب سال آمریکا در
سال ۲۰۰۷ به خاطر رمان درخت
دود
است. آخرین رمان او هیولاهای خندان، که به قول خودش یک «تریلر ادبی» است و در اوگاندا، سیرا لئون و لیبریا میگذرد قرار است در پاییز ۲۰۱۴ منتشر شود.
* متن این پست برگرفته از مقدمهای است که برای معرفی دنیس جانسون و پسر مسیح به ترجمهٔ فارسی کتاب اضافه کردهام.
Thursday, May 8, 2014
Jesus' Son - Denis Johnson
«پسر مسیح» مجموعه داستانی نوشتهٔ دنیس جانسون است که سال ۱۹۹۲ در آمریکا منتشر شد. کتاب موفقیت چشمگیری پیدا کرد و سبب شهرت جانسون شد که به رغم انتشار چند رمان تحسین شده، تا آن زمان موفقیت تجاری کسب نکرده و تقریباً ناشناخته باقی مانده بود.
سالها پیش اول دو سه داستان، و بعد تمام کتاب را ترجمه کردم. از همان ابتدا میدانستم با وجود شرایط جاری ممیزی بعید است کتاب صحیح و سالم اجازه چاپ بگیرد. حداقل حذفیات احتمالی چنان آسیبی به کتاب وارد میکرد که روح اثر از آنچه که باید میبود کاملاً فاصله میگرفت، و تبدیل به چیزی معمولی و بیاثر میشد. مشورت با چند ناشر مطرح و چند نفر از دوستان آشنا با ادبیات و نشر هم ظن مرا تأیید کرد، و هرچند یکی دو ناشر آمادگی خود را برای انتشار کتاب با سانسور اعلام کردند، حذفیات مورد نظر آنها بسیار بیشتر از آن حداقلی بود که من تصور کرده بودم.
![]() |
| طرح از امیر هادیزاده |
نسخهٔ کامل کتاب و طریقهٔ دسترسی به نسخهٔ چاپی را تا چند روز آینده در این بلاگ قرار خواهم داد. تا آن زمان یکی دو تا از داستانها را، به اضافهٔ اطلاعاتی در مورد دنیس جانسون و «پسر مسیح» در پستهای بعدی برایتان خواهم گذاشت.
Subscribe to:
Posts (Atom)


